تاریخ انتشار : ١٣٩٧/٠۴/١۶ |
موضوع مقاله:  دانش و زندگی
نوع مقاله :  متفرقه
 
 
   
وصیت هایی طلایی برای خوشبخت شدن

 

کسانی که در زمان امامان معصوم علیهم السلام میزیستند و از مقام علمی و معنوی آن حضرات آگاه بودند گاهی که توفیق دیدار نصیبشان میشد از امام تقاضا میکردند تا آنها را به پند و اندرز و یا توصیهای بهره مند سازد. خوشبختانه برخی از این توصیهها از کوران حوادث به سلامت گذر کرده و با تلاش و رنجی که علمای گذشته متحمل شده اند اکنون در میراث روایی ما به چشم میخورند.

آنچه در ادامه میآید برخی از توصیههای امام صادق علیه السلام است که در زمانها و شرایط مختلفی برای افراد گوناگون بیان شده است. اختصاصی نبودن این توصیهها به فرد یا زمان خاصی، سبب میشود تا همه آنها برای تمام کسانی که خواهان رسیدن به کمالات انسانی و قرب الی الله هستند مفید و راهگشا باشد.

توصیه اول

مردی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: به من توصیهای کنید. امام صادق علیه السلام به او فرمودند:

لَا یَفْقِدُکَ اللَّهُ حَیْثُ أَمَرَکَ وَ لَا یَرَاکَ حَیْثُ نَهَاکَ

جایی که امر خدا حاضر است تو غایب نباش و در جایی که نهی خدا حاضر است تو غایب باش.

معنای این سخنِ کوتاه و سراسر حکمت و اندرز؛ انجام تمام واجبات و ترک تمام محرمات است. اگر خداوند در زمین و زمانی کاری را بر انسان واجب کرده است؛ مبادا به بهانههایی که شیطان به ذهن او میاندازد از انجام آن، شانه خالی کرده و میدان اطاعت و بندگی را ترک کند.

و اگر خداوند از کاری نهی کرده و آن را حرام دانسته است؛ مبادا فریب وسوسههای شیطان را خورده و روح پاک خود را به آن آلوده کند؛ بلکه تلاش کند که خداوند بصیر هیچگاه او را در صحنههای گناه نبیند.

بعد از این سخن آن مرد به حضرت عرض کرد: بیش از این مرا توصیه کنید. امام علیه السلام فرمود: «لَا أَجِدُ»؛ یعنی من بیش از این سراغ ندارم.[١]

توصیه دوم

ابو بصیر میگوید: خدمت امّ حمیده (همسر امام صادق علیه السلام و مادر امام کاظم علیه السلام) رسیدم که عزادار امام صادق علیه السلام بود. او گریست و من به گریه او گریستم. بعد به من گفت:

اگر امام صادق علیه السلام را در لحظات پایانی عمر شریفش میدیدی رخداد شگفت انگیزی را مشاهده میکردی. آن حضرت در لحظات آخر چشم گشود و فرمود:

اجمَعوا لی کُلَّ مَن بَینی وَ بَینَهُ قَرابَةٌ؛ تمام کسانی را که نسبتی با من دارند جمع کنید.

همسر امام ادامه داد: ما همه را جمع کردیم. آنگاه امام نگاهی به آنها کرد و فرمود:

إنّ شفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلاة؛شفاعت ما به کسانی که نماز را سبک میشمردند (نماز در نظرشان مهم نیست) نمیرسد.[٢]

«استَخَفَّ به» یعنی «أَهانه»‏[٣]؛ به او بی احترامی کرد و به او اعتنایی نکرد. از این معنا روشن میشود مَستَخِفّ بالصلاة یعنی کسی که نماز در نظر او اهمیتی ندارد از این رو رفتار توهین آمیزی با نماز دارد؛ یا نماز نمیخواند و یا اگر میخواند در برپایی آن رفتاری مناسب با شان و جایگاه نماز از خود بروز نمیدهد؛ تاخیر همیشگی نماز از اول وقت به آخر وقت را میتوان یکی از مصادیق این استخفاف نماز به شمار آورد.

در هر صورت امام صادق علیه السلام در لحظات پایانی عمر خود که افراد مهمترین سخنان خود را بر زبان جاری میکنند فرمود: شفاعت ما اهل بیت کسانی را که نماز نمیخوانند و یا به نماز بی احترامی میکنند شامل نمیشود.

توصیه سوم

سفیان ثوری در دیداری با امام صادق علیه السلام به ایشان عرض میکند: یا ابن رسول اللَّه به من توصیهای بفرمایید. امام فرمود:

یا سُفیانُ، لَا مُرُوءَةَ لِکَذُوبٍ وَ لَا أَخَ لِمُلُوکٍ [لِمَلُولٍ‏] وَ لَا رَاحَةَ لِحَسُودٍ وَ لَا سُۆْدُدَ لِسَیِّئِ الْخُلُق‏.

سفیان! کسی که اهل دروغگویی است انسانیت ندارد و کسی که صاحب قدرت است [و ظالم]؛ همدل و همراهی ندارد. کسی که حسود است روی آرامش را نمیبیند و کسی که بد اخلاق است هرگز به شرافت و بزرگی[۴] نمیرسد.

سفیان تقاضای توصیه بیشتری میکند و حضرت هم ادامه میدهد:

یا سُفیانُ، ثِقْ بِاللَّهِ تَکُنْ مُۆْمِناً وَ ارْضَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَکَ تَکُنْ غَنِیّاً وَ أَحْسِنْ مُجَاوَرَةَ مَنْ جَاوَرْتَهُ تَکُنْ مُسْلِماً وَ لَا تَصْحَبِ الْفَاجِرَ فَیُعْلِمَکَ مِنْ فُجُورِهِ وَ شَاوِرْ فِی أَمْرِکَ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَل‏.

سفیان! به خداوند اعتماد کن تا در زمره مؤمنان قرار گیری. به آنچه خدا برای تو مقدر کرده راضی باش تا بی نیازی را احساس کنی. با کسانی که در همسایگی تو هستند حُسن همجواری را رعایت کن تا بشود تو را مسلمان خواند. با کسی که اهل گناه است نشست و برخاست نکن که اگر کردی تو را گناهانش مطلع ساخته [در نتیجه تو را با گناه آشنا و مأنوس میسازد.] و در کارهای خود با کسانی مشورت کن که خداترسند. یعنی به حلال و حرام الهی توجه دارند.

دوباره سفیان تقاضای توصیه بیشتری میکند و حضرت هم ادامه میدهد:

یا سُفیانُ، مَنْ أَرَادَ عِزّاً بِلَا عَشِیرَةٍ وَ غِنًى بِلَا مَالٍ وَ هَیْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَلْیَنْقُلْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَتِه‏.

سفیان! اگر کسی بی آنکه صاحب بستگانی به نام باشد دنبال جایگاه و مقبولیت اجتماعی بود و بی آنکه مالی داشته باشد به دنبال بی نیازی از مردم بود و بی آنکه صاحب قدرتی باشد به دنبال این بود که دیگران از او حساب ببرند؛ خود را از ذلتی که معصیت خدا ایجاد میکند رها کرده و با انجام طاعت و بندگی خدا، خود را عزیز گرداند.

باردیگر سفیان تقاضای توصیه بیشتری میکند و حضرت هم ادامه میدهد: سفیان! پدرم که سلام خدا بر او باد... به من فرمود:

یَا بُنَیَّ مَنْ یَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا یَسْلَمْ وَ مَنْ یَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ یُتَّهَمْ وَ مَنْ لَا یَمْلِکْ لِسَانَهُ یَنْدَمْ.

پسر عزیزم! کسی که با انسان بد نشست و برخاست کند اخلاق و ایمان او سالم نمیماند. کسی که وارد مکانهایی شود که به بدی شهرت دارند متهم به آن بدی میشود و کسی که کنترل زبانش را در اختیار نداشته باشد مرتب پشیمان میشود.

آنگاه دو بیت شعر خواندند به این معنی:

زبانت را به گفتن سخن نیکو عادت بده تا برای تو سود داشته باشد؛ چرا که زبان به هر چه که پیوسته مشغول باشد عادت میکند. او موظف است هر روشی را که تو به او آموختهای اجرا کند؛ خیر باشد یا شر؛ پس ببین که او را چگونه (و به چه) عادت داده ای[۵]

توصیه چهارم

دو نفر از اصحاب امام صادق علیه السلام به نامهای یحیی و اسحاق نقل میکنند که امام همواره ما را به دو ویژگی توصیه میکرد و میفرمود:

عَلَیْکُمْ بِصِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ الرِّزْقِ.

مراقب باشید که همیشه راست بگویید و در ادای امانت کوتاهی نکنید خواه آن امانت برای انسانی پاک باشد خواه برای انسانی گنهکار. بی هیچ شک و تردیدی این دو کار، کلید گنجینه رزق و روزی هستند.[۶]

کسانی که در کسب و کار و یا حتی زندگی روزمره خود از روی عمد و آگاهی اهل دروغ گفتن به دیگرانند و یا در امانتهای مردم که پیش آنهاست کوتاهی کرده و یا خیانت میکنند بنابر همین روایت نورانی درِ رزق و روزی پاک الهی به رویشان بسته میشود.

توصیه پنجم

مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: مرا توصیهای کنید. حضرت فرمودند:

أعِدَّ جِهازَکَ وَ قَدِّم زادَکَ لِطولِ سَفَرِکَ وَ کُن وَصِیَّ نَفسِکَ وَ لا تَأمَن غَیرَکَ أن یَبعَثَ إلَیکَ بِما یُصلِحُکَ.

وسایل سفرت را آماده کن و آنچه را که برای یک سفر طولانی به آن نیاز داری پیش از رفتنت بفرست و خودت کارهای خودت را به عهده بگیر و به دیگری دل نبند که بیاید و کارهای خیری که تو نیاز داری برایت انجام دهد.[٧]

کسب رضایت خدا و خلق خدا با ادای حق الله مانند نماز و روزه و خمس و سایر عبادات فوت شده و نیز ادای حق الناس مانند بدهکاریهای مالی و آبرویی از مهمترین وسایلی است که آماده ساختن آنها قبل از سفر آخرتی که زمان و مکان معلوم نیست بر ما لازم است.

زاد و توشه این سفر هم تقواست[٨] که محل جمع آوری آن در این دنیاست و محل ذخیره ساری آن سرای باقی.

دلخوش بودن به دیگران هم در این امور کار شایستهای نیست؛ چرا که هیچکس دلسوزتر از خود انسان به خودش نیست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت:

١. السرائر ٣/۶۵٠

٢. المحاسن ١/٨٠؛ امالی صدوق (ره)، ص۵٧٢

٣. لسان العرب ٩/٨٠

۴. سُۆْدَد یا سُۆْدُد (به زبان قبیله طیء) از ریشه ساد یسود سیادة به معنای مجد و شرف است که سَیّد هم از همین ریشه است. مجمع البحرین ٣/٧٣

۵. الخصال ١/١۶٩

۶. امالی طوسی(ره)، ص۶٧۶

٧. همان، ص٣۵۵

٨. ١٩٧/ بقره

امید پیشگر

 
     
  منبع مقاله:  هگمتانه  
     
 
 
    پایگاه اطلاع رسانی مقالات و نوشته های شهرداری همدان     شهر الکترونیک همدان