تاریخ انتشار : ١٣٩۵/١٠/١۵ |
موضوع مقاله:  جامعه
نوع مقاله :  شهرداری همدان
 
 
   
اهمیت هویت فرهنگی در شهر پایدار

 

همواره در مورد شهر پایدار بر روی مؤلفه محیط زیست تأکید میکنند اما شهر پایدار بدون داشتن هویت فرهنگی ممکن نیست؛ چراکه برای یک سازوکار پایدار و کارآمد نیاز به ثبات است و این ثبات و پایداری از طریق بسط و احیای هویت فرهنگی فراهم میشود. مسأله هویت بیشتر در شهرهای بزرگ و نوشهرها مطرح است و این شهرها و نوشهرها مکانهایی هستند که فاقد روحند، بخشی از این روح از طریق طبیعت حاصل میشود و بخشی دیگر هنگامی که ساکنان شهر با خاطره و حافظه با محل و مکان پیوند مستمر برقرار کند.

هویت محل عبارت است از چیستی یک محل و این که هر فرد، به جز پارهای اختلافات، تصوری ذهنی، از هر عینیت، در ذهن خود پیدا کند و بین تصور با عینیت تطابق لازم را پدید آورد، ولی هنگامی که نتواند از اختلاف میان عینیت و تصویر ذهنی چشمپوشی کند، تشخیص هویت با مشکل روبهرو میشود.

در بعد اجتماعی، هویت بیانگر اشتراک در باورها، ارزشها و هنجارها و منافع است که فرد را با دیگران پیوند میدهد. میتوان گفت تاریخ، زبان، دین و خاطرات و حافظه جمعی از مهمترین مؤلفههای هویتی هستند اگرچه میتوان این مجموعه را در مقوله فرهنگ تعریف کرد. از دیگر ابعاد فرهنگ در این زمینه، شهر سبز و پاک و پایدار و معماری و شهرسازی است.

معماری از جمله عناصر فرهنگی هر ملت است که سازنده هویت آنهاست. معمولاً مردم معماری خانه خود را با توجه به شرایط طبیعی محل، درآمد، خانواده، ویژگیهای فرهنگی و نظایر اینها انتخاب میکنند. آنچه به معماری روح و زندگی میبخشد انسان است و این انسان بدون روابط اجتماعی نمیتواند زندگی کند. انسان در روابط اجتماعی به دنبال ابزاری است که خود را بهواسطه آن بیان کند و در این روابط است که هویت معنا مییابد.

پدیده هویت انسان با نکات بسیار پیچیدهای روبهرو است زیرا هویت دارای دو مؤلفه ثبات و تغییر است؛ بدین معنی که زندگی دائماً در حال دگرگونی است و انسان در دگرگونیِ مدام، دچار بحران میشود؛ پس بهدنبال ثبات میرود و فرهنگ امری است که به انسان در رسیدن به ثبات، یاری میرساند.

فرهنگ در واقع از طریق یک روند تاریخی و تهنشینشدگی در جان و روان مردم ایجاد میشود که همچون ساروجی عناصر انسانی و اجتماعی را به هم میپیوندد و این انسجام است که پایداری و ثبات میآفریند. برای اینکه این وجه تحقق یابد منشأ و هسته هر فرهنگی را باید شناخت و عناصر اصلی آن را حفظ، بارور و گسترش داد. از این رو در طراحی نوشهرها اگر طراحان عناصر ثبات و پایداری را در نظر داشته باشند چارهای ندارند جز اینکه به این مؤلفه بهطور جدی توجه کنند و در طراحی به تداومِ بافت و انسجام فرهنگ بومی نظر داشته باشند تا شهر از چنان شخصیتی برخوردار شود که بتوان به آن شهری باهویت گفت.

شهرها با تنوع هویتی خود تأثیرات گوناگونی بر حیات جمعی شهروندان میگذارند. از این رو باید بسترهایی ایجاد کرد تا هویت شهروندی زمینه بروز پیدا کند و شهروند بتواند همانند سایر امور زندگیاش، در نظام بخشیدن به محیط، به ابزارهای بسیاری چون خلاقیت هنری، زیباییشناسی، احساس، درک و بینش متوسل شود و در توصیف زندگی، بیان معانی و توضیح ارتباط بین زندگی خود و دنیای خارج که محل زیست او است، با دو مؤلفه تعلّق و تعهد موفق شود.

گفتیم که هویت هر شهری، جدا از بسترهای طبیعی و اقلیم و نحوه رفتار و گویش و...، از طریق فضاهای شهری آن شناخته میشود؛ عوامل و عناصری با دارا بودن عملکرد خاص بر جنبههای بصری و ظاهری، از نظر تأثیری که بر بیننده خواهند داشت، اهمیت دارند. عواملی نظیر نور، رنگ، درختکاری و فضای سبز، طراحی منظر و نماها و عناصر باارزش تاریخی که همه سهم مهمی در شناخت پدیدههای پیرامون و درک زیباییشناسانه و ارزشها، به خود اختصاص دادهاند اما آنچنان که بیان شد این عناصر باید در بستر تداوم و فرهنگی خاص باشد تا بتواند در انسجام و پایداری شهر یاریرسان باشد وگرنه خود به بیهویتی، گسست و عدم انسجام میافزاید.

 

 
     
  منبع مقاله:  هگمتانه  
     
 
 
    پایگاه اطلاع رسانی مقالات و نوشته های شهرداری همدان     شهر الکترونیک همدان