تاریخ انتشار : ١٣٩۴/٠٢/٠٧ |
موضوع مقاله:  بهداشت و سلامت
نوع مقاله :  شهرداری همدان
 
 
   
آموزش شهروندان، حلقه گمشده چرخش بازيافت زباله

 

فعاليتهاي توليدي به شيوههاي گوناگون (انتقال پسابهاي صنعتي به رودخانهها و درياها، حركت خودروها، دفع ضايعات مصرفي و...) به محيط زيست صدمه ميزند، اما بخشي از اين صدمات با سرمايهگذاريهاي مناسب و ضروري، قابل پيشگيري است.

بهينه سازي مصرف انرژيهاي فسيلي، ايجاد شبكههاي جمعآوري و دفع بهداشتي فاضلاب و راهاندازي صنايع بازيافت، از شيوههاي متعادل در جهان براي جلوگيري از آلودگي محيط زيست و استفاده اقتصادي از پسماندههاست.

با نگاهي گذرا به زندگي روزمره خود متوجه ميشويم كه روزانه چقدر زباله به محيط زيست خود تحويل ميدهيم. از شيشهها و پلاستيكهاي شيرمصرفي صبحگاهي گرفته تا كاغذهايي كه به روشهاي گوناگون (براي خواندن و نوشتن يا بستهبندي كالاهايي كه خريداري ميكنيم) مورد استفاده قرار داده و سپس به سطل زباله ميريزيم، همه از محصولات قابل بازيافت ميباشند.

سالانه ميلياردها دلار در جهان صرف توليد كاغذ، پلاستيك، قوطيهاي فلزي و... ميشود كه با يك بار مصرف آنها به زباله تبديل شده و دور ريخته ميشوند. ميلياردها دلار نيز صرف جمعآوري و از بين بردن اين زبالهها ميشود كه در هر صورت ضايعاتي را به محيط زيست وارد ميكند.

اما بيشتر اين مواد قابل بازيافت ميباشند و با سرمايهگذاري مناسب براي بازيافت آنها، نه تنها ميتوان از خسارتهاي بيشتر به محيط زيست و آلوده سازي آن جلوگيري كرد، بلكه ميزان نياز انسان به مواد اوليه (چوب و الوار جنگلها، منابع فلزي، غيرفلزي زيرزميني و...) و برداشت از ذخاير و طبيعي و معدني را كاهش داده و بقاياي آن براي نسلهاي بعدي را تضمين خواهد كرد.

بازيافت؛ توجه بشر به محيط زيست

اما بشر نسبت به آسيبهاي جدي كه به محيط زيست وارد ميسازد كه در نهايت گريبان سلامت خود، خانواده و نسلهاي بعدياش را خواهد گرفت، كمابيش بيتفاوت است. ميزان آسيب پذيري محيط زيست در كشورهاي مختلف متفاوت است. آلودگيهاي ناشي از مصرف بالاي فراوردههاي نفتي در كشورهاي صنعتي با وجود مطالعات، سرمايهگذاريها و تلاشهاي انجام شده در اين زمينه بيش از كشورهاي در حال توسعه است. در همين حال آلودگيهاي زيست محيطي ناشي از دفن نامناسب ضايعات صنعتي و نيز برداشت غيرمجاز از جنگلها و مراتع در كشورهاي در حال توسعه بيش از كشورهاي صنعتي است.

انسان به هوا و غذاي سالم و محيط پاك براي زندگي نياز دارد. بسياري از بيماريهاي همه گير ناشي از آلودگيهاي زيست محيطي است كه اغلب كمتر مورد توجه مردم قرار ميگيرد. زمين، هوا و آب آلوده، محصول آلوده و ناسالم عرضه ميكند و انسان با مصرف مواد غذايي آلوده، بيمار خواهد شد و لاجرم بايد هزينههاي سنگينتر بهداشتي- درماني و... را بپردازد.

با توجه به خسارتهاي بيشمار آلودگيهاي زيست محيطي، هرگونه سرمايهگذاري براي پاكسازي محيط زيست، به كاهش هزينههاي بهداشتي-درماني و... خواهد انجاميد و به عبارتي اين نوع سرمايهگذاريها از نوع سرمايهگذاريهاي داراي بازده اقتصادي كوتاه و بلندمدت است.

سالانه ميلياردها دلار در سراسر جهان بايد صرف سوزاندن ميلياردها تن زباله شود؛ زبالههايي كه بخشي از آنها ميتواند مورد بازيافت و مصرف دوباره قرار گيرد. اينگونه خسارات در كشورهاي در حال توسعه همانند ايران به مراتب بيش از كشورهاي توسعه يافته است.

كشورهاي پيشرفته صنعتي با سرمايهگذاري مناسب براي بازيافت انواع زبالهها (فلزات، مواد پلاستيكي، چوب، كاغذ و...) و آموزش همگاني براي جداسازي زبالهها از مبدأ (منازل، مدارس، اداري، توليدي، صنعتي، خدماتي و...) قادر شدهاند كه از زبالههاي جمعآوري شده براي توليدات جديد استفاده كنند و از بروز خسارات بيشتر به محيط زيست (برداشت از منابع طبيعي و دفن زبالهها) تا حدودي جلوگيري كنند. اما در كشورهاي در حال توسعه وضعيت چنين نيست. نه تنها سرمايهگذاريهاي قابل توجهي براي راهاندازي صنايع بازيافت صورت نگرفته، بلكه فرهنگ عمومي براي جداسازي زبالهها نيز شكل نگرفته است.

ضرورتي ندارد كه سازمان بازيافت خود اقدام به سرمايهگذاري براي راهاندازي صنايع بازيافت نمايد، بلكه ميبايست سازوكار مناسب براي فعاليت بخش خصوصي در اين زمينه را فراهم سازد. اين اقدام با فرهنگسازي براي جداسازي زبالهها، تأمين امكانات مورد نياز براي نگهداري و حمل پسماندهاي خشك جمعآوري شده تا كارخانههاي بازيافت و اخذ هزينه مناسب در اين زمينه از صاحبان اين كارخانهها امكانپذير است.

 شهرداري براي جمعآوري زبالهها از سطح خانهها و محلهها امكاناتي را فراهم ساخته و نيروي انساني مورد نياز را جلب نموده است، لذا در حمل پسماندهاي خشك نياز به سرمايهگذاري جديد و كلاني نيست، بلكه از طريق تعبيه مخازن مختلف براي انواع پسماندها از جمله شيشه، كاغذ، مواد پلاستيكي و مواد فلزي در محلهها آموزش همگاني در خصوص جداسازي زبالهها ميتوان زمينه كار را فراهم ساخت.

تشويق و ترغيب مردم به اين اقدام و حتي خريداري زبالههاي جدا شده در ابتداي كار ميتواند فرهنگسازي را عمق بخشد و سپس به تدريج به عنوان يك وظيفه شهروندي به مردم تفهيم گردد. در برخي از كشورهاي اروپايي، خانوارهايي كه كاغذهاي باطله يا شيشهها را مخلوط با زبالههاي ديگر تحويل دهند، جريمه ميشوند و اين امر سبب ميشود كه توجه مردم به زبالهها و دورريزها جلب گردد و دقت بيشتري در اين زمينه مبذول نمايند.

انواع مواد بازيافتي

به عقيده كارشناسان اقتصادي، استقرار يك فرهنگ در جامعه، نيازمند اطلاع رساني شفاف و اقدامهاي تشويق گونه در مراحل ابتداي كار است. لذا تحمل هزينههاي بيشتر براي جمعآوري در ابتداي كار تا تبديل فرهنگ جداسازي و رواج كامل آن ضروري است. حتي ميتوان با نصب سطلهايي در محلهها، اقدام به جمعآوري شيشهها و ظروف يكبارمصرف مواد غذايي و حتي ظروف فلزي نمود و بازيافت اينگونه مواد را در دستور كار قرار داد. اين اقدام از هدررفتن سرمايههاي عظيم ملي و منابع طبيعي و زيرزميني جلوگيري خواهد كرد و سالانه ميلياردها ريال صرفهجويي اقتصادي دربر خواهد داشت.

به طوركلي بازيافت مواد را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد:

دسته اول- بازيافت موادي كه بدون هيچ گونه فرايندي و فقط با شستشو، ضدعفوني و رعايت مسائل بهداشتي قابل استفاده مجدد هستند، مانند بطريهاي شيشهاي سالم.

دسته دوم- بازيافت موادي كه پس از طي فرايند به مواد جديد تبديل ميشوند. مانند شيشه خرده، فلزات، مواد پلاستيكي و كاغذ.

دسته سوم- بازيافت مواد، مثل تبديل مواد زائد فسادپذير به كود كمپوست يا بازيافت انرژي، مثل تجزيه بيهوازي مواد زائد فسادپذير و توليد گاز متان (بيوگاز).

* مزاياي بازيافت مواد زائد

از آن جا كه تجمع و تلنبار زايدات خشك روي هم ضمن اشغال فضاها، منظره ناخوشايندي ايجاد ميكند، موجبات تجمع حشرات، تخم ريزي سوسكها و ساير ناقلان بيماريزا را فراهم ميآورد مضاف بر اين كه بوي مشمئزكننده نيز مزيد بر علت شده و دفع مناسب را ميطلبد، دفعي كه از لحاظ بهداشت، سلامت، اقتصاد و اشتغال نيز قابل پذيرش باشد.

لازم به ذكر است از آن جا كه برخي مواد مثل پلاستيك، لاستيك و... قابليت تجزيه و برگشت به چرخه طبيعت را ندارند پس به صرفه و عاقلانه است كه به گونهاي ديگر دفع شده كه گزينه مناسب براي اين كار بازيافت (استفاده مجدد و توليد مواد جديد) است.

اما نگاه زيست محيطي به مسأله بازيافت اين نكته را خاطرنشان ميسازد كه با بازيافت در حفظ محيط زيست، حفظ ظاهر زيبا و طبيعي اطرافمان گام برميداريم و فضاي مناسب و مفيد را صرف تلنبار، تجمع و دفن زايدات نميكنيم.

ما ميتوانيم با بازيافت حس خلاقيت كودكان و افراد جامعه را در استفاده مجدد مواد (از نوع بازيافت دسته اول) نيز فعال و پويا كنيم. همچنين با كاهش قطع درختان (كه صرف توليد كاغذ) ميشوند به مساحت فضاي سبز و افزايش هواي پاك كمك كنيم و به عبارت ديگر به فرامين شرع مقدس اسلام عمل كنيم.

از آنجا كه بازيافت، بازگشت سرمايههاي خدادادي و طبيعي ميباشد پس بديهي است كه تفكيك زايدات جمعآوري و بازگرداندن آنها به چرخه طبيعت نقش مؤثري در اقتصاد و خودكفايي جامعه را از وابستگي و تا حدودي واردات از ساير كشورها نجات ميدهد، حتي در پارهاي مواقع با بازيافت و تهيه مواد ميتوان صادرات به ساير كشورها را انجام داد و تأثير مثبتي بر روند اقتصادي آن كشورها گذاشت.

* آموزش بازيافت به مردم

هدف از اين طرح اين است كه ضايعات خشك پيش از تبديل شدن به زباله و هزينههاي ناشي از مديريت پسماند كه بخش مهمي از ثروتهاي دور ريخته شده هستند دوباره به چرخه توليد و مصرف بازگردند و همچنين با طرح تفكيك ميتوان از هدررفتن بخش عمدهاي از منابع و ثروتهاي ملي جلوگيري كرد. حجم زبالههاي شهري با جداسازي زبالهها به مقدار زيادي كاهش مييابد.

آموزش، سطح اطلاعات و آگاهي افراد پيرامون بازيافت و مزاياي آن را افزايش ميدهد و ارتباط مستقيمي با همكاري مردم در طرح تفكيك از مبدأ دارد. آموزش چهره به چهره، آموزش همگاني، آموزش از طريق رسانههاي عمومي، پوستر، بنر و... ديدگاه و نگرش مردم جامعه وشهروندان را تغيير ميدهد و به سمت هدف موردنظر كه ارتقاي بينش مناسب درجهت همكاري در زمينه بازيافت و تفكيك از مبدأ است سوق ميدهد، از اين رو اطلاع رساني و آموزشهاي عمومي از اولويت ويژهاي برخوردار است.

اهداف عمده آموزش چهره به چهره، در گام نخست فرهنگسازي در زمينههاي زير است:

١) ارزشمندي زايدات خشك.

٢) اهميت بازيافت در چرخه اقتصادي كشور.

٣) مضرات رهايي زبالههاي خشك در طبيعت.

۴) تأثير بازيافت در كاهش آلودگيهاي زيست محيطي.

۵) ايجاد اشتغالزايي.

۶) كاهش ميزان پسماندهاي خشك بيارزش.

از سياستهاي مهم سازمان بازيافت، آموزش مستمر در تمامي محدودههاي تحت پوشش مناطق شهرداري است. باتوجه به مهاجرت شهروندان از محدوده محلات و نيز كمرنگ شدن اهميت آموزشها در اين ميان نياز به يادآوري محسوس است.

جداسازي پسماندها و محصولات آن

براي اين كه مشاركت مردم در زمينه همكاري پيرامون تفكيك پسماند خشك جلب شود بايد سطح اطلاعات و آگاهي مردم در زمينه بازيافت افزايش يابد؛ يعني مفهوم صحيح و كامل بازيافت بايد به وضوح روشن شده تا نگرشها تغيير يابد.

براي دستيابي به اين مهم با آموزش چهره به چهره يا برگزاري كلاسهاي آموزشي در سنين مختلف جامعه (مهدهاي كودك، مدارس، دانشگاهها، مساجد، مراكز تجاري و اداري)، رسانهها، تهيه فيلم، عكس، پوستر و بنرهاي پيامدار يا پمفلت آموزنده ميتوان اطلاعرساني را تكميل كرد.

وقتي ديدگاه تغيير كند و مردم آماده همكاري شوند با ايجاد امكانات مناسب و كافي با برنامهريزي صحيح و هدفمند بايد خدمات مفيد جهت جمعآوري به موقع ارائه گردد. تا انگيزه همكاري تقويت شود، البته جهت ايجاد انگيزه راهكارهاي مختلف را ميتوان آزمود.

نظرات، پيشنهادات و انتقادات سازنده شهروندان نيز تا حدود زيادي به اجراي بهتر بازيافت و تفكيك مواد كمك ميكند.

شهروندان شهرهاي مختلف در كشور ما اهميتي به جداسازي زبالههاي خشك و تر نميدهند و همين امر موجب شده كه طرحي با عنوان طرح بازيافت در كشور اجرا شود. در اين طرح با آموزشهايي كه به شهروندان داده ميشود از آنها درخواست ميشود تا زبالههاي خشك خود را از زبالههاي تر (تفكيك زبالههاي خشك به صورت مخلوط صورت ميگيرد و هيچ جداسازي در آن صورت نميگيرد) كه موجب اتلاف وقت و هزينه در ايستگاههاي جمعآوري و انتقال ميشود. اگر بتوان مخازني را كه هر كدام مخصوص به زباله خاصي است (شيشه، فلز، كاغذ و...) در مناطق مسكوني، ادارات، مغازهها و... قرارداد ميتوان زبالهها را به صورت مجزا جمعآوري كرد.

جمعآوري مجزاي زبالههاي خشك از نظر اقتصادي و نيز از نظر نيروي انساني با صرفهتر، است. حتي در برخي از كشورهاي صنعتي و پيشرفته اروپايي، نهادهاي مربوطه شهروندان را موظف به جداسازي ميكنند. در حال حاضر اين مخازن در مدارس، برخي از منازل، ادارات و... قرار داده شده است كه نيازمند همكاري بيشتر مردم است.

پس از تفكيك ضايعات خشك محصولات توليدي كيفيت پايينتري دارند، به طور مثال در تفكيك و پردازش پلاستيك پس از خرد كردن و ذوب پلاستيك و افزودن مواد ثانويه محصولات پلاستيكي جديدي نظير دمپايي، جعبه نوشابه، زير گلداني و... توليد ميشود.

كاغذ و كارتن پس از خرد شدن به صورت خمير درميآيند و محصول كاغذ يا كارتن به رنگ كدر و با كيفيت پايينتر اما قابل استفاده به دست ميآيد.

زباله در روزگار ما به طلاي كثيف مشهور است از آن روي كه با روشهاي نوين بازيافت، ميتوان علاوه بر نجات محيط زيست از نابودي تدريجي به اقتصاد شهرها يا كشورها كمك كرد.

 
     
  منبع مقاله:  هگمتانه  
     
 
 
    پایگاه اطلاع رسانی مقالات و نوشته های شهرداری همدان     شهر الکترونیک همدان