جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶   |   Fri July 28, 2017  
   
 
 آرشیو  |  جستجو         
  سامانه پذیرش مقالات و نوشته ها      صفحه اصلی   |   شهرداری همدان   |   سایر مقالات 
     پربازدیدترین ها
ونداليسم اجتماعي چیست؟
شهر سبز پايدار چيست؟
زمینه های استفاده از GIS در برنامه ریزی و مدیریت شهری
نقش و اهميت فضاي سبز در زندگي شهري
مقدمه ای بر سيرتحول تهيه طرح هاي توسعه شهري در جهان و ايران
بافت هاي فرسوده ، قوت ها و فرصت ها
۱۵ توصيه كاربردي امام خامنه اي براي انس بيشتر با قرآن
سيرتحول برنامه ريزي شهري بعد از ورود اسلام به ايران
غذاهاي سنتي همداني ها در ماه مبارك رمضان
تعريف و تاريخچه مديريت شهري
     شهرداری همدان
اهمیت هویت فرهنگی در شهر پایدار
نقش مبلمان شهري در هويت و سيماي شهر
نقش فن آوري اطلاعات و ارتباطات در مديريت شهري
گذری بر تاریخچه مدیریت پسماند
راه هاي كاهش توليد پسماند در خانه
نقش مبلمان شهري در زيباسازي شهر
نقش شهر الكترونيكي در توسعه شهري
مزاياي بليت الكترونيك و نقش آن در توسعه مديريت حمل و نقل شهري
آموزش شهروندان، حلقه گمشده چرخش بازيافت زباله
شهر سبز پايدار چيست؟
تاريخچه شهرداري و شوراي شهر در ايران
  بیشتر ...
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩۴/١١/٢۶ تعداد بازدیـد : ٢٨٢ نسخه چاپی
 
   موضوع مقاله:  مدیریت شهری
   نـوع مقاله:  متفرقه
 
 
 
 
 
مشاركت و فرهنگ شهروندي در نظام شهري

 

به كارگيري مشاركت مردم در برنامهريزي شهري زماني ممكن خواهد بود كه اين نظام اجازه استفاده از نظرات مردم را بدهد و به گونهاي سازماندهي شده باشد كه دخالت مردم در فرايند برنامهريزي را ممكن سازد. بنابراين مهمترين تغيير مورد نياز در شيوههاي مراجعه مستقيم به آراي عمومي در بررسي و تصويب برنامهها را شامل شود. در شرايط عادي با حضور مؤثر و اجباري نمايندگان اجتماعات محلي اعم از نمايندگان شوراي شهر، شوراي محلات و نواحي و در غياب آنها معتمدين محلات و شهرها و نيز حضور اختياري صاحب نظران و مردم در مراحل بررسي و تصويب، راهگشا و تضمين كننده ارتقاي كيفي برنامهها و قابليتهاي آنها در برنامهريزي شهري خواهد بود. از طرفي ديگر تبليغ و معرفي برنامه و اهداف آن به مردم به شناخت برتر و بهتر مردم از نظام برنامهريزي شهري منجر شده و كمك خواهد نمود كه برنامهريز توجه بيشتري معطوف به منافع عمومي و مشاركت وسيعتر مردم نموده و از سويي ديگر مردم همسو با برنامهريز شهري در اجرا و تحقق برنامه مشاركت نمايند. پس لازم خواهد بود كه نظام جديد برنامهريزي شهري در كشور، ضمن خروج از چارچوب تنگ برنامهريزي در پشت اتاقهاي در بسته و تمركز تصميمگيري از بالا به پايين و بدون توجه به خواستهاي مردم محلي، مفهوم مردمي يافته و برنامهريزي شهرها همراه با تبلور نظرات مردم و ترجمان سياستهاي كلان دولت در هماهنگي كاملي باشد. مفهوم فرهنگ به مجموعهاي از دانستنيها، هنجارها، باورها، سنتها و تاريخ يك ملت گفته ميشود كه به نوعي با روح آنان عجين شده و معرف شخصيت آنهاست. گام نخست در راستاي موفقيت مديريت مشاركتي، تبيين جايگاه و نقش مردم در فرايندهاي برنامهريزي مشاركتي است، اين فرايند در سه مرحله سازماندهي نهادهاي مردمي، آموزش و تجهيز و در نهايت حضور و مشاركت مردم قابل دسترسي است كه از پيش شرطهاي آمادهسازي مردم جهت شركت در اين فرايند به حساب ميآيند. مشاركت مردمي كه نوعي تمركز زاديي در اداره امور است باعث افزايش توسعه انساني و عامل برابري و تحقق عدالت اجتماعي – سياسي ميشود.

*تأثير فرهنگ مشاركت در توسعه پايدار شهري

توسعه پايدار بخشي از مطالعات توسعه است كه با علوم اقتصادي، سياسي و جامعه شناسي ارتباط دارد. در مباحث تئوري و عملي بايد سياستهاي اقتصادي، توسعه پايدار از جنبههاي مختلف اقتصادي، سياسي و زيست محيطي مورد تلفيق و توازن قرار گيرد. مفهوم توسعه پايدار شهري به عنوان مهمترين مركز اسكان بشر و جايي كه بيشترين تهديد براي نابودي منابع است، بيش از هر چيز مورد توجه بوده است، چنانكه پايداري در شهر، با روندهاي مسلطي كه در توسعه شهرها مشاهده ميشود، سازگار نيست. شهر در حيات مدني از سه ركن اصلي شهر و كالبد شهر و مديريت شهري تشكيل ميشود. شهروند و مديريت شهري ماهيت فاعلي دارند و كالبد شهر ماهيتي انفعالي. انسان بنا به مدنيالطبع بودن ميل به شهروندي دارد و نيازمند حيات مدني است و مديريت شهري مكلف به ساماندهي و مديريت كالبد شهر است.

آموزش صحيح شهروندان و ارتقاي سطح فرهنگ شهروندي آنان ميتواند زمينهساز ايجاد شهري پايدار براي آيندگان باشد. از سوي ديگر بهرهگيري از مشاركت شهروندان در اين فرايند نيز ميتواند نقش بسزايي ايفا نمايد. به طوري كه در سازمان دادن هر فعاليت شهري بدون مشاركت مردم در هر جاي دنيا به شكست منجر ميشود. روشن است كه طرحهاي توسعه شهري بايد تطابق لازم با نيازهاي جامعه داشته و بازتاب آنها باشد؛ زيرا مردمي كه ساليان دراز در يك شهر زندگي كرده و ميكنند بهتر از هر كس ديگري نيازهاي جامعه خود را شناخته و تشخيص ميدهند. تهيهكنندگان طرحها ميتوانند بهترين رهنمودها را از مردم محل و منطقه بگيرند.

*شناسايي ظرفيتهاي مشاركت شهروندي جهت رسيدن به شهر آرماني

امروز مشاركت شهروندان در فعاليتهاي شهري، توسعه خدمات را در شهرداريها تضمين ميكند. اين توسعه بايد لزوماً توسط مردم و نه براي مردم باشد. پس از رنسانس، جرياني از متفكران آرمانشهر گرا ظهور كردند كه به پيروي از انسانگراها معتقد بودند: انسانها اين توانايي و لياقت را دارند كه زندگيشان را كنترل كنند و به آن هر شكلي كه بخواهند، بدهند. انديشههاي متفكران نظير دكارت مبني بر عقلاني كردن رفتارهاي اجتماعي مؤيد اين نظر است. اعتقاد به ميسر بودن خلق جامعهاي بينقص و ديدن جامعه به مثابه دست ساخت بشر كه پذيرنده بهبود عقلاني است؛ به عنوان نقطه آغازين در همه آرمانشهرگراها مشترك بوده است. شرايط و ظرفيتهاي بالقوه مشاركت در امور شهري همانند توجه و ارزشگذاري بر شوراهاي اسلامي، شكلگيري نهادها و سازمانهاي مردمنهاد، توسعه كادر متخصص و متعدد در امور، حمايت از معتمدان و صاحبان انديشه و قلم، گسترش مباني نظري و كاربردي و شيوههاي نوين مشاركتي، اجراي صحيح قوانين، حمايت كامل از بخش خصوصي در روند تكامل زير ساختها و رو ساختهاي شهر و … از جمله عواملي هستند كه جهت رسيدن به يك شهر آرماني از آنها بهره گرفته ميشود.

*چالشهاي پيش روي مشاركت شهروندان در حوزه مديريت شهري

بررسيها نشان ميدهد ديدگاه سياستگذاران نسبت به جلب مشاركت واقعي شهروندان و همچنين گرايشهاي شهروندان نسبت به مشاركت، در سطوح مختلف و به شكلهاي متفاوتي نشان داده ميشود. در تمامي الگوهاي موجود، سطوح بالاتر مشاركت، نشان از توزيع واقعيتر قدرت دارد و در سطوح پايين، مشاركت تنها نمايش ظاهر فريب از باور به مشاركت است كه در عمل هيچ نقشي براي شهروندان قائل نميشود و تصميمات مربوط به مسائل آنان و محيط زيستشان بدون دخالت آنان اتخاذ ميشود و در نتيجه انگيزهاي نيز براي مشاركت شهروندان در مراحل بعدي اجرا و ارزيابي باقي نميگذارد. در اينجا اين پرسش اساسي مطرح ميشود: آيا ساختار مديريت شهري و حكمراني شهري مورد عمل، ويژگيهاي حكمراني شهري مطلوب (مؤثر و كارآمد، شفاف، پاسخگو، مشاركتي، توافقگرا، عادلانه و قانونمدار) را داراست تا در انتظار ارتقاي فرهنگ شهري و مشاركت آگاهانه و فعالانه شهروندان باشد؟ در اصل يكصدم قانون اساسي بر نقش مشاركت مستقيم مردم همراه با نظارت شوراها جهت پيشبرد سريع برنامههاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني، بهداشتي، فرهنگي، آموزشي و ساير امور رفاهي تأكيد شده است. از طرفي تجربه شوراها نشان ميدهد كه با وجود پيش بينيهاي صورت گرفته در قوانين براي مشاركت شهروندان، هنوز اين مشاركت، شكل عيني و تجربي به خود نگرفته است. شايد اين امر به دليل ضعف توان مالي و نيروي انساني شهرداريها باشد و يا شايد به دليل احساس عدم تعلق شهر به شهروندان و توجه ننمودن مسؤولان شهري به نظرات شهروندان و نظاير آنها، مشاركت مردمي در اداره امور شهر را تضعيف كرده است. يكي ديگر از مهمترين واقعيتهاي تلخ، فقدان رشد سياسي و اجتماعي كافي در شهروندان است. اين امر به ويژه در رابطه با نقاط محروم نمود بيشتري دارد. پايين بودن سطح تحصيلات، خصوصيات سني، محدوديت در زنان بخصوص در نواحي كمتر توسعه يافته، عدم شناخت شهروندان از منفعت مشاركت و … از جمله عواملي هستند كه در عدم رسيدن به موفقيت سهم بسزايي دارند. بنابراين هر اندازه شهروندان احساس قويتري براي فعاليتهاي مشاركتي خود داشته باشند به همان نسبت، بر ميزان مشاركت آنها افزوده خواهد شد.

*نتيجهگيري

در عصر حاضر مشاركت در همه قلمروها نقش عمدهاي دارد و شهروندان به صورت فردي و گروهي، خواهان حاكميت بر سرنوشت خود هستند. مهمترين جنبههاي مشاركت، فراهم آوردن پيش شرطهاي لازم براي استفاده از توانايي بالقوه مالي، علمي، فكري و… آنان است. سپردن امور به شهروندان، مستلزم روحيه مشاركت طلبي و كار جمعي است كه تاكنون در جامعه ما زمينه مساعد چنداني براي آن وجود نداشته است. جايگاه مشاركت در قوانين برنامهريزي شهري در ايران در چارچوب قوانين و مقررات متعددي انجام ميشود. اين قوانين و مقررات از منابع مجلس شوراي اسلامي، دولت، شوراي عالي شهرسازي و معماري و وزارت خانه راه و شهرسازي تدوين و تصويب ميشود. مقررات مربوط به تعيين جايگاه مردم و شوراها در فرايند برنامهريزي شهري شامل دو گروه مقررات مربوط به تعيين حدود وظايف و اختيارات شوراها و مقررات مربوط به تعيين حدود برنامهريزي شهري شامل فرايند تهيه و تصويب است. در اين دو گروه از قوانين به نقش مردم و شوراها و الزامات تعامل بين بدنه برنامهريزي و تصويب برنامههاي شهري و نهادهاي مردمي نظير شوراها اشاره ميشود. نتايج مقاله حاضر نشان ميدهد در ميان عواملي كه از گسترش سريع مشاركت جلوگيري ميكنند، نبود برنامهاي است كه زمينه مشاركت جويانه را فراهم كند و درك آن را آسان گرداند و سبب تسهيل مديريت كلان شهري گردد. اگر بخواهيم براي ايجاد مشاركت فعال شهروندان دنبال ابزاري مناسب باشيم، ميتوانيم جلب اعتماد شهروندان از سوي مسؤولان شهري را مهمترين ابزار قلمداد كنيم. به واقع امروز نميتوان بر اساس رهيافتهاي توسعه گذشته عمل كرد، مسائل شهري به حدي از پيچيدگي محتوا و عملكرد رسيدهاند كه نيازمند استفاده از تمامي نيروهاي شهروندي در فرايند مديريت كلان شهري است و در مراحل طرح (قبل از اجرا، حين اجرا و بعد از اجرا) مشاركت شهروندان نقش پر اهميتي ايفا ميكند. همچنين تمامي متخصصان و برنامهريزان شهري در اين اصل متفق القولند كه فقدان تخصصهاي كافي در امور شهر از مهمترين چالشهاي برنامهريزي و مديريت شهري است كه تحقق نيافتن موضوع مشاركت شهروندان در امور شهر از جمله آنهاست. حقيقتاً لازمه موفقيت همه برنامههاي مشاركتي، اعتقاد و باور سياستگذاران، برنامهريزان و مديران شهري بر تأثير مثبت مشاركت شهروندان در حل مسائل و معضلاتي است كه زمينه بهبود كيفيت معيشت آنان را فراهم ميكند.

 

 
     
     
 
   منبع مقاله:  هگمتانه
 
 
 
 
 
 
 
 
  تاریخ انتشار : ١٣٩۴/١١/٢۶ تعداد بازدیـد : ٢٨٢ نسخه چاپی
 
 
طبقه بندی موضوعی    
اقتصاد و بازرگانی    
بهداشت و سلامت    
جامعه    
دانش و زندگی    
دین و اندیشه    
سیاست    
علم و آموزش    
فرهنگ و هنر    
فناوری و ارتباطات    
مدیریت شهری    
ورزش    
 
 
 
© 2005 - 2017  Hamedan.ir
آمار و اطلاعات کاربران
۵  نفر کاربران آنلاین :
۱۲۴,۷۶۶ تعداد بازدید :
   
   
 
سایت های مرتبط
مرکز اطلاعات مدیریت شهری
سایت مرجع مدیریت شهری
موسسه فرهنگی تبیان
موسسه فرهنگی راسخون
 
لینک های مرتبط
شهر الکترونیک همدان
پایگاه اطلاع رسانی
مناقصات و مزایدات
پیام ها و اطلاعیه ها
 
دسترسی سریع 
آرشیـو
آرشیـو شهرداری همدان
آرشیـو سایر مقالات
سامانه پذیرش مقالات
 
 
 
کلیه حقوق مادی و معنوی این پورتال متعلق به شهرداری همدان بوده و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
طراحی و پشتیبانی : سازمان آمار و فناوری اطلاعات شهرداری همدان